شاعرانگی

 

روی دیوار زندگی کردن

عشق با مرغ خانگی کردن

ثروتی مفت را دراوردن

خرج شرب عرق سگی کردن

در خیابان حول دانشگاه

گشتن و صرف بی رگی کردن

محض خونخواهی  حقوق زنان

خویش را عین مادگی کردن

رندی اموختن ز پیر مغان

صرف عمری به سادگی کردن

همه اش بهتر است از انکه

مدتی شاعرانگی کردن

جنبش جلبکی

من مسخره ی مردم عادی شده ام

معروف به وصف بی سوادی شده ام

از مذهب و دین دست کشیدم اما

من پیرو شیرین عبادی شده ام

 

از چیز سرودیم ولی چیز نشد

این چیز برای ما دگر میز نشد

هر چند که چیز توی تهران کردیم

افسوس که پایتختمان لیز نشد

 

تا کشتن مصلحت فقط یک گام است

این خواسته ی تمام خاص و عام است

ای کاش که این سئوال پاسخ مییافت

پایان سران فتنه جز اعدام است؟