اين مطلب پست جديدي در وبلاگ خرد گرايي بود به نظرم امد رديه اي بر ان خالي از وجه نباشد متن شبهات به رنگ سياه و مطالبي كه حقير به ذهنش رسيده به رنگ زرد نوشته شده و لابلاي متن جايگذاري شده است البته من در حدي نيستم كه به شبهات پاسخ فني بدهم اما در حد بضاعت و سواد و فهم خويش جوابهايي را مرقوم ميدارم و هر اشتباه ي كه خداي ناكرده از اين حقير سر زد به نام بزرگان و عالمان دين ثبت نشود يا علي
آیا ایرانیان می توانند مسلمان باشند؟
به نام ایران بزرگ
درود بر همگی
47 یونس (10)
خود الله می گوید برای هر امتی پیامبری وجود دارد و رسولشان که بیاید به عدالت میان آنها داوری می شود (چه عدالتی بعد از آمدن محمد در کشورهای اسلامی وجود دارد). دوستان عزير در اينجا مغالطه اي مطرح است كه برهر انسان عاقل پوشيده نيست .قران مي فرمايد براي هر امتي پيامبري ايست و ان زمان كه رسولشان به ميانشان بيايد به عدالت رفتار مي شود
خوب هر انسان عاقلي از خود سئوال ميكند كه چگونه حضور يك رسول باعث ايجادعدالت ميشود مگر حضور يك شخص صرفا ميتواند باعث ايجا عدالت در ان جامعه اي بشود پر بديهي است كه اگرجامعه به فرامين عدالت خواهانه ان رسول عمل كند بيگمان عدالت در ان جا اجرا ميشود و اگر قوانين رسول و خداي او را اجرا نكنند حضور رسول چه ثمري خواهد داشت و همانطور كه ميدانيد در كشور هاي اسلامي حتي خود ايران خودمان قوانين اسلامي اجرا نمي شود و اگر احكامي از اسلام و قوانين حقوقي اجرا هم ميشود به هزار كثافت كاري خلاف اسلام الوده ميشود
خب محمد که به سوی ما نیامده.(به نقل تواريخ نامه پيامبر به خسرو پرويز پادشاه ايران ) نیاکان ما که مسلمانان وحشی و پیرو محمد به آنها حمله کردند پیغمبر و خدای خود زرتشت بزرگ و اهورامزدا را می پرستیدند (هر چند که همیشه گفته ام من خود زرتشت را به عنوان ک آموزگار قبول دارم نه به عنوان پیغمبر و خدا هم از نظر من فقط یک کلمه خام است و تا زمانی که یک معنی واحد برای آن تعریف نشود نمیشود گفت هست یا نیست). پس محمد در تمام عمر خود به سوی سرزمین ما ایران نیامده است.
همانگومه كه مستحضريد لزومي ندارد به سر زمين ما بيايد همانطور كه گفته شد پيك ايشان نزد خسرو پرويز امد و او نامه ايشان پاره نمود و ايشان سلاطين ايران و روم را به اسلام دعوت فرمودند.
4 ابراهیم (14)
خود الله می گوید ما (مشخص نیست الله چند نفر است)
اگر در فارسي خودمان هم دقت كنيم گاهي بجاي من ما به كار مي بريم واشخاص براي احترام و ديگر اغراض از ما بجاي من استفاده ميكنند حتي مثلا براي احترام تو را شما ميگوييم اگراين خرد گرا خواسته مسخره كنند خيلي چيز بي نمكي بود اما اگر مطلب و اشكالي بود بايد گفت بسيار احمق هستند
هیچ پیغمبری را جز به زبان قومش نفرستادیم. آیا محمد زبان فارسی صحبت میکرده؟ آیا محمد در تمام 63 سال عمر خود به ایران سفر کرده؟ خوشحالم برای خودمان که بزرگ مردی مثل ((فردوسی بزرگ)) داشتیم تا زبان زیبای پارسی را داشته باشیم و زبانمان زبان تازی (عربی) نشود.
7
اولا براي اينكه كمكي به اين خرد گرايان كرده باشم اشكالشان را تقويت ميكنم و بعد به ان پاسخ ميدهم ايه اين است كه و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبين لهم ... رسول در اينجا نكره در سياق نفي است و افاده عموم ميكند (در ادبيات عرب )و من كه بعد از ان امده من تنصيصيه است يعني عبارت معنايش چنين مشود هيچ رسولي حتي يك نفر هم نيست كه به لسان قومش نباشد و در اين معنا هيچ كس را نميتوان استثنا كرد
حال باهم يك بار ديگر معناي را ميخوانيم و اين سئوال را ميپرسيم كه ايا همزبان بودن پيامبر با قومش دليل بر ان مشود كه پيامبر ديگر ملل را هدايت نكندو براي ديگر ملل فرستاده نشده است قران صريحا ميگويد كه هر پيامبري حتي محمد صل الله عليه و اله هم داخل ان است به زبان قومش صحبت ميكندكدام عقل سليم اين نتيجه را مي گيرد كه پيابر براي هدايت فقط قوم خود امده است اري درست است كه هر پيامبري به زبان قومش صحبت ميكند و ايا اين دليل بر اين ميشود كه براي هدايت ديگران نيايد .
7 شوری (42)
خود الله می گوید قرآن را به زبان فصیح و گویای عربی نازل کردیم تا مردم مکه و اطراف آن را انذار کنی؟ مردم مکه باید انذار می شدند نه مردم ایران و مصر و روم و یونان. اثبات شي كه نفي ما عدا نميكند كه توضيخ خواهم داد دیگر صریح تر از این آیه نمی توان گفت که قرآن برای چه کسانی است.
بد نيست بحث را فني تر كنيم در زبان عربي همان طور كه مستحضريد حروفي وجود دارد كه به انها حروف جر ميگويند كه همراه بامجرورشان متعلق فعل يا شبه فعل واقع ميشوند در اين ايه لامي كه بر سر تنذر امده حرف جر است و تنذر بوسيله ان مقدر به انذار تاويل برده ميشود و اين جار و مجرور در جمله متعلق به اوحيناست يعني ما وحي كردي براي انذار ام القري وعربي بودن قران در انذار و عدم انذار مردم ام القري دخلي ندارد (در خود عبارت في نفسه دقت كنيد ) در شبهه علت عربي نازل كردن را انذار به ام القري دانسته اند در صورتي كه جارو مجرور متعلق به اوحينا است و معنايي كه صاحب شبهه كرده دقيق ايه نيست
158 اعراف (7)
حال همین الله به محمد می گوید که بگو من فرستاده الله به سوی همه شما هستم. چرا حرف الله عوض شد؟ مگر نگفته بود که قرآن را برای انذار مردم مکه و اطراف آن فرستادم؟ این آیه زودتر با پست سفارشی امده یا آیات قبلی؟
اثبات شي نفي ما عدا نمكند خوب اين كه گفتم يعني چه يعني اگر يك محمولي را بر موضوعي ثابت كرديم عقلا اينكه :محمولي غير اين محمول بر موضوع بار شود ممكن است به زبا ن ساده تر اگرگفتي فلان چيز فلان است دليل بر اين نمشود كه چيز ديگري هم نباشدو در اينجا خداوند در ايه ميفرمايد كه تو را مامور به انذار كرديم براي ام القري ايا دليل ميشود كه براي ديگران نيز مبلغ نباشد
دوما بنا به ر.وايت تاريخ طبري و ديگر تواريخ پيامبر سه سال دعوت مخفيانه داشته و همچنين ايه وانذر عشيرتك يعني نزديكانت را انذار كن نازل شد با توجه به مثال ايا اين دليل ميشود كه ديگران كه فاميل پيامبر نبوده اند انذار نشوند
این تناقضات اشکار است که هر چقدر هم ترجمه انها را ماله کشی کنند و تفسیرهای مضخرف از آنها بنویسند و معنی آنها را 180 درجه عوض کنند باعث می شود کسی که با عقل و خرد خود تصمیم می گیرد باور نکند که در آسمان کتاب چاپ شده یا از آسمان دین و مذهب فرستاده شده.
و نتیجه اینکه هر كسي ميداند كه دعوت پيامبر مرحله اي بوده بنا به روايت تواريخ و روايات اول عشره وهر مرحله به دستو خدا بوده اول نزديكان و بعد ام القري و بعد همه انسانها