تا کی تایپ کنیم

ارزو های فاسد شده

همه ی شما دوستان (و من) برای خودمون دوره هایی تو زندگی داشتیم . یه دوره که ، کوچولوی بانمکی بودیم که هی بقلمون میکردن و هیچی هالیمون نبود که ارزویی بکنیم

اما وقتی یه کودکی لوس و ننر شدیم ، (خودم رو میگم ) با ارزو های قشنگ کودکانمون ، با با و مامان رو می خندوندیم. یا بعضی وقتا به زحمت می انداختیم.

من که پسر بودم، کاش می شد، اون سر کچل دایی رو یه گاز حسابی بگیرم. تا دیگه لپه منو نکشه .

توکه دختر بودی ،کاش، اسمون ابی رو با همه ی ستاره ها ش بقل می کردم. ( متناقض نمای دخترانه)

من و تو به ارزوهامون چه رسیدیم چه نرسیدیم، بالاخره دوران ارزوها مون تموم شد و الان اون کاشکی ها رو فراموش کردیم

همین طور وقتی نو جوون شدیم تو کلمون یه سری کاشکی داشتیم

کاشکی مامان هی قر نمیزد درس بخون...

کاشکی با با پول تو جیبیه بیشتری میداد....

کاشکی کاشکی یه دوست ... داشتم

کاشکی مشترک گرامی دسترسی به این قسمت امکان پذیر نمی باشد داشتم

وقتی هم به سن جوونی رسیدیم دیگه از اون ارزو ها خبری نبود و یه کاشکی موند

کاشکی اون بنده خدا به ما جواب + بده ...

بزرگتر که شدیم ارزو می کردیم تو پست و پول وپارتی و .. بیشرفت کنیم.

پیر تر که شدیم دلمون میخاد که بچه هامون رو تو لباس عروسی ببینیم . الاهی

خلاصه سرتون رو درد نیارم همیشه ما یه "ای کاش هایی" توی زندگی داشتیم که گذشته

اما دوستای خوبم یه ای کاشی هست که دیگه همیشه ارزوی ما میشه و هیچ وقت تاریخ مصرفش نمی گذره و هیچ وقت به اون ارزو نمی رسیم

 

- ای کاش بر می گشتم تا شاید عمل صالحی انجام بدهم.

-هرگز

عزیز تا اینجاش که امدی. پستای قبلی منتتظر چشمای قشنگ و نظرات کارگشات هستن 

گزارشی از مناظره ی اقای  چیز و ریز

                                   فلفل نبین چه چیزه بشکن ببین چه تیزه

 ریز: به نام خدا ی ما

دولت ما بیشتر از دولت های دیگه جون کنده حتی میشه گف که دولتهای دیگه به جای جون کندن یه مقدار جون گرفتن.( خورند و بردندو ...) امارها اینو میگن که ما الیم و ما بلیم اونها الند و بلند . اصلا اقای چیز‌‌‌‌. شما برای اینکه بگید اعتیاد و نا امنی فکری هست. چرا بازیگر استخدام میکنید اونم یه بازیگر زن معروف تیاتر .

اقای چیز : بنام خداوند به اصطلاح چیز

این دولت اقای ریز چون چیزش با لا بوده توی دیپلوماسی ماسیده به همه ی دنیای به اصطلاح چیز

و یه چیزی هست که اقای ریز ،عزت و چیز مردم ایران رو در دنیا چیز کرده. من نتونستم این چیزا رو تحمل کنم و به صحنه امدم تا حال اقای ریز رو حسابی جا بیارم و اون رو از صحنه بیرون کنم و ریشه اش رو دربیارم این هم  که میبینید تا اینجا امده چون  ریز بوده ار این لا و لو ها امده تو یواشکی اما بیرونش میکنیم و حواسمون جمع میکنیم غیر خودی دیگه  وارد نشه

ریز:

دولت ما خیلی بهتر از اون دولتهای قبیله ای قبلی  بوده . ما عزت کشور رو زیر سئوال بردیم یا شما سه تا که برنامتون و هدفتون(( استه برو استه بیا تا گربه شاخت نزنه)) بوده

 در زمان شماها ما رو محور شرارت خوندند، برنامه های هسته ای مون رو به کلی تعلیق کردند یا ما ؟

چیز : اون سه تا، نه ببخشید اون دوتا یا هر چنتای دیگه ، به من چیزی ندارند و برو با همونا بحث کن دلشون خاسته از من حمایت کنن امودن کردند به تو چه ما هم استقبال میکنیم از هر کی حمایت کنه

ریز : عزیر من، من به شما علاقه دارم ،من شما رو دوست دارم، ولی شما که میگید احساس خطر کردید ،شما که میگید احساس وظیفه جناب عالی قلمه شده چرا اون موقع که اون دوتا ریس بودن احساس مقدس وظیفه تان عود نکرد شما با اون دوتای دیگه و اون دوتای دیگه دستتون تویه کاسست دیشب هم  مناظره نبود همش قربون صدقه هم رفتن و تازه با هم دست به یکی شده بودند که به مردم پول توی جیبی هم بدن

چیز : چند بار بگم ریز جان من سیاست های تو رو غلط میدونم چه کار  به اون مناظره کنندگان  دیشب اقایان چیز وند دارم  . تو توی دنیا" ما رو سرشکسته کردی هیچ، تازه چوب کاشکی، دست ما ایرانیا رو کردی تو لونه زنبور های اسراییلی . ببین ریز جان تو این قد رفشار به مملکت ما اوردی که گلشیفته از دست تو رفته تو کشور غریب داره غریبی میکشه. بازیگرهای ما از دست تو دارن یه فیلمهای به اصطلاح چیز میکنن که از راه امام فاصله گرفتن و تقریبا همون سینمای شاهنشاهی شده.ازادی هایی که اعلام کردیم صنعت فیلم سازی ما رو تا جایی پیش برد که هیئتی از هالیوود عازم ایران شدند 

ریز : حرفا چیزی میزنی چیز جان من شما رو دوست دارم ولی توی این 4 سال علیه من چه چیزا که نگفتین تو روزنامه هاتون .من صبر کردم اما اون زمون که تو چیز بودی باصطلاح یا رفقات چیز شده بودن هیچ کی جرئت نداشت علیه شما صحبت کنه اون وقت شما توی این روزنامه ها توهین های به من کردید و به مردم

شمادولت من رو به بیقانونی متهم کردید و  من یک  رو یک دیکتا تور خواندید هم شان رضا خان و محمد رضا

چیز : بله چیز شما بی قانونه و با رها خلاف قانون عمل کرده. و قانون رو زیر پا گذاشته

ریز : تعداد خلاف قانون های که توی دولت من عمل شده طبق امار خیلی کمتر از دوره های قبل بوده است و دولت ما قانونی ترین دولت هست

من با بی قانونی های که پسرای اقای چیزیانی میکنه مخالفم . من با گرفتن مدرک های قلابی که کیلو کیلو دادن رفته مخالفم .

این گفتگو ادامه داشت و لی ادامه نیافت

من تا حالا ندیدم شما چطور؟

مطالبی که در ادامه مطلب این پست یافت میشود

خاویار چگونه به ‌دست می‌‌آید؟

خاویار چه جوری میخورن ؟

ارزش غذایی خاویار؟

خاویار مصنوعی چه کوفتیه:

تفاوت خاویار مصنوعی با خاویار طبیعی

ادامه نوشته

بیان بریم هل بدیم  نه ببخشید رای بدیم

                                                پست انتخاباتی ما هم رسید

شاید از خودتون پرسیدید که پست انتخاباتی چه ربطی داره به این هل و هل کاری ؟به قول معروف ربطش به بی ربطیشه نگران نباشید ربط داره

نمیدونم از این  زاویه راننده رو میبینید یانه اصلا مهم نیست .بالاخره تا حالا راننده  ای که  کارش گیر کرده و از چنتا مردم کوچه وبازار  کمک میخاد رو دیدید  اولش میاد میگه داداش دمت گرم بیا یه دستی به  ماشین ما بزن .جون داداش با یه هل هم را میفته ها دمت گرم . تو هم که نمیتونی این دل صاب مرده راضی کنی و مردونگیت یهو قلمبه میشه میری کمکش .خلاصه چند نفر میشید و هل روی هل .

اقا هم میره پشت فرمون میشینه پای موبارک رو  روی ی گاز و تر مز  میفشارد و  بعد از زوز زدن های متوالی بالاخره ماشین حضرت اقا از گل و لای یا برف در می اد . این تا اینجا

بقیه ماجرا بسته به معرفت اق رانند داره  اگه گوله معرفت باشه  میاد پایین یه خسته نباشید میگه یه تعارف خشک و خالی که اقا جان عمه ام برسمونمتون مادر زنم رو کفن کنم برسونمتون تا کوجا میری ؟ شما هم که ادم پر رویی  و حرف بزنی نیستی خجالت میکشی و یه خیلی ممنون و قابل نداشت چرب و چیلی تحویل ایشون میدی

اگه یارو یخده معرفتش کمتر باشه از ماشین پیاده نمیشه اما یه بوقی برامون میزنه و دستی تکون میده

اما فرض کنید که طرف بی معرفت باشه پا که چه عرض کنم سم رو فشار میده روی گازو این گل و لای چسبیده به تایر رو تو سرو و صورتمون میپاشه .

در این سه صورت که مرقوم شد تنها کسی که به هدف رسید اون راننده بود و به ما  جز یه بوق نماسید اونم تازه از با معرفتش

کاندید های ما هم .... تو خود حدیث مفصل بخان از این مجمل

پس به کسی رای بدیم که حداقل برامون یه بوق بزنه یا اگه بهش بگیم ما رو تا یه جایی برسونه

پای ظلمت سینه اش را می فشرد

داستان میگفت او با اب تاب                    وقت خوابم تا شوم من غرق خواب

منتها ان شب رمق در جان نداشت          روسری مشکیش را سر گذاشت

داستان ان شبش غمناک بود                قهرمانش زیر مشتی خاک بود

قهرمان داستانش دختر است                 کز همه زنها ی عالم بر تر است

خواب کم کم دست بر چشمم کشید       صحنه کابوس در خوابم دوید

 چشم من ان داستان را خواب دید        تیغ وحشت پرده خوابم درید                 

 حس نمودم دست گرم مادرم                  پاک میکرد او عرق های سرم

گفتم ای مادر که خوابی دیده ام               زین سبب اشفته و ترسیده ام

دیدم انجا زهره ای در اسمان                   روشنی بخش زمین بود و زمان

جمع شد گردش پر از ابر سیاه                 تیره می شد هم زمین و هم سما

پای ظلمت سینه اش را می فشرد              نور را از اسمان ما ببرد

مادرم بر صورتم دستی کشید                 روی دستم قطره ی اشکی تکید

 

چی بگم والا

بنام خدا

درود برشما

امروز 6خرداده الان موقع استراحته بنده است نه که ما خیلی درس میخونیمو اینا گفتیم بد نیست یه پست تو وبلاگ بزاریم نشستیم در مخیلات ذهن کند و کاو کردیم اما دریغ از یه حرفه حساب . از طرفی بحث انتخابات داغه اما دست ما کوتاه و خر ما هم از کرگی دم نداشت لیکن نتیجه ان شد که بنویسیم هر چی شد شد( از اون حرفا) تا هم خومون یه چیزی گفته باشیمر هم مخاطبین اتفاقی وبلاگ مون و بعضی از دوستان که به زور اس ام اس وادارشون میکنیم به وبلاگ ما بیان بی نصیب نمونن

 

دیروز پریروز اقای پروفسور فلامرز رفیع پور توی تلوزیون صحبت میکرد انصافا خوب چیزای میگه (اما کو گوش شنوا) میگفت که وقتی یه برنامه توی ایران ما میخاد تبدیل به یک شعار بشه و به اون عمل بشه این شعار رو ور میدارن پشت موتورسیکلت (هر سممینار و برنامه هم که میگیرن اگر هم ربط نداشته باشه میگن این در راستای اون شعاره.) مینویسند این موضوع باعث میشه مردم از اون شعار نفرت پیدا کنن و نتیجه این میشه که این بد بینی و نفرت نسبت به اون کسی که این شعار رو میگه سرایت میکنه

بیام یه ذره با خودمون صمیمی باشیم لااقل سر خودمون گول نمالیم یه ذره از اون سو استفاده ها کم کنیم پیشرفت و تلاش فردیمون رو در کنار پیشرفت ایران بگذاریم

حالا من مردم کشور های دگه رو ندیدم، اما مردم ما خیلی اهل سوئ استفاده هستن یه مثال کوچیکش عکسهای بازیگران یک فیلم پر بیننده رو ورچسب و پوستر میکنن و در قطع و اندازه های مختلف تو بازار میارن همین فیلم یوسف واقعا ادم نمتونه چی بگه عکسهای یوسف ، زلیخا ، پوتیفال ورو ورچسب بنر دیگه ..کردن که مثلا سودی به ان جیب صاب مرده بزنن

نمی خام به مردم کشورم توهین کنم خیلی خوبی ها داریم که مردم دیگه ندارن ولی از ما توقعی هست که از دیگرون نمیره ما جدای از این که ایرانی هستیم مردم مسلمان عموما شیعه اهل بیت نباید بعضی کارها رو بکنیم . چند وقت پیش همایش پخت بزرگترین ساندویج نمدونم چی چی از گوشت شتر مرغ بود نمیدونم عکسهای هجوم ملت گشنه که نمیشه گفت رو دیدید ما شالله همه با مناعت و بلندی طبع از سر و کول هم زن و مرد بالا رفته که یه تیکه از اون شتر مرغ بیچاره رو بوخورن تازه یه بنده خدا میگفت که یه تیکش قبل از اندازه گیری گم شد و گمونم همون بنده خدا گفت من هم خوردم ولی تلخ بود به مفت نمی ارزید