نقیضه

بگشای لب که خنده ی خندانم ارزوست

من پوزخند پسته ی کرمانم ارزوست

بنده اگرچه قاطی مرغان نمی شوم

یک نیمروی سالم و ارزانم ارزوست

دندان کودکی مرا کرم خورده است

با این وجود قند فراوانم ارزوست

از دست گرگهای شبیه برادرم

چاهی برای یوسف کنعانم ارزوست

دی شیخ زیر لب سقطی خواند و می گریخت

انسانو بی خیال... که حیوانم ارزوست

یعقوب وار واسفاها همی زنم

جایی برای کلبه ی احزانم ارزوست

گرچه طریق عشق تو اسفالت گشته است

در راه عشق خار مغیلانم ارزوست

از دست خادمان حرم شاکیم ،خدا!

یک خواب خوش میان شبستانم اروزست

چون جنس صادراتی مرغوب بنده نیز

دائم سفر به خارج از ایرانم ارزوست

در کوچه های تنگ چرا گیر کرده اید

وقتی که بنده دور دوفرمانم اروزست

از دست پادشاهی محمود خسته ام

من دولتی ز اشرف افغانم ارزوست

دیشب چرا دوباره بخوابم نیامدی

من خواب های زرد و پریشانم ارزوست

این ره که میروم به کجا می برد مرا

هرجا که میبرد ببرد انم ارزوست

به دوستی شعر دوست و زلال

اقای باقر

 

جام احساست لبالب از شراب شعر باد

شبنم روحت معطر از گلاب شعر باد

گاه گاهی سایه غم بر دلت افتاده است

نورباران چشم تو از افتاب شعر باد

طره ی مویش چو کار عاشقی بر باد داد

جان مستت مبتلا با پیچ و تاب شعر باد

اه ... بغضم راه شعر و اشک را سد کرده است

گریه هایت جذر و مد التهاب شعر باد

این غزل ها اینه در اینه حیرانی اند

بر حذر اندیشه هایت از سراب شعر باد

شعر این حرف زلال ادمی با ادمی است

شعر هایت بی دروغ و بی نقاب شعر باد1

بر سرم اوار شد امشب هجوم واژه ها

بیت هایت خانه در خانه خراب شعر باد

1.کتاب شعر بی دروغ شعر بی نقاب اثر استاد عبدالحسین زرین کوب

که من و تو ...

شروع عاشقی ان لحظه بود که من و تو...

و طبع من غزلی می سرود که من و تو...

نگاه من وسط شوق و شرم می رقصید

و دزدکی نظری می ربود که من و تو...

و عشق پاسخ تکراری سوالی که

در ان نگاه پریشان چه بود که من و تو ....

تو از نگاه من از قلب من سفر کردی

درست بعد رفتنتان چه زود که من و تو...

قبول دارم از ان ماجرا گذشته ولی

دوباره امده ای خوب چه سود که من و تو...