همه ی شما دوستان (و من) برای خودمون دوره هایی تو زندگی داشتیم . یه دوره که ، کوچولوی بانمکی بودیم که هی بقلمون میکردن و هیچی هالیمون نبود که ارزویی بکنیم

اما وقتی یه کودکی لوس و ننر شدیم ، (خودم رو میگم ) با ارزو های قشنگ کودکانمون ، با با و مامان رو می خندوندیم. یا بعضی وقتا به زحمت می انداختیم.

من که پسر بودم، کاش می شد، اون سر کچل دایی رو یه گاز حسابی بگیرم. تا دیگه لپه منو نکشه .

توکه دختر بودی ،کاش، اسمون ابی رو با همه ی ستاره ها ش بقل می کردم. ( متناقض نمای دخترانه)

من و تو به ارزوهامون چه رسیدیم چه نرسیدیم، بالاخره دوران ارزوها مون تموم شد و الان اون کاشکی ها رو فراموش کردیم

همین طور وقتی نو جوون شدیم تو کلمون یه سری کاشکی داشتیم

کاشکی مامان هی قر نمیزد درس بخون...

کاشکی با با پول تو جیبیه بیشتری میداد....

کاشکی کاشکی یه دوست ... داشتم

کاشکی مشترک گرامی دسترسی به این قسمت امکان پذیر نمی باشد داشتم

وقتی هم به سن جوونی رسیدیم دیگه از اون ارزو ها خبری نبود و یه کاشکی موند

کاشکی اون بنده خدا به ما جواب + بده ...

بزرگتر که شدیم ارزو می کردیم تو پست و پول وپارتی و .. بیشرفت کنیم.

پیر تر که شدیم دلمون میخاد که بچه هامون رو تو لباس عروسی ببینیم . الاهی

خلاصه سرتون رو درد نیارم همیشه ما یه "ای کاش هایی" توی زندگی داشتیم که گذشته

اما دوستای خوبم یه ای کاشی هست که دیگه همیشه ارزوی ما میشه و هیچ وقت تاریخ مصرفش نمی گذره و هیچ وقت به اون ارزو نمی رسیم

 

- ای کاش بر می گشتم تا شاید عمل صالحی انجام بدهم.

-هرگز

عزیز تا اینجاش که امدی. پستای قبلی منتتظر چشمای قشنگ و نظرات کارگشات هستن