هوای بارانی من
سلام
کاش میشد همچو ابر از صمیم جان گریست
کاش میشد عشق را همدم باران گریست
کاش سر بر شانه ای کاش در اغوش مهر
قصه های عشق را با دلی نالان گریست
در زمستان سکوت بغضهایم یخ زده
کاش میشد بغض را لحظه ای اسان گریست
از غمی در جان من شعله ای افروخته
کاش میشد همچو شمع در شب هجران گریست
چند روز پیش حال و هوای منم مثل هوای شهر قم بارونی بود چند شعر بارونی هم گفتم . یکیش که شسته رفته تر بود رو توی پست قبل نوشتم .
شعر مرا ترنم باران سروده است
من را بلای عشق تو شاعر نموده است
+ نوشته شده در ساعت 17:10 توسط حسن اسدی
|