سعادتمند
هر ان کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد
زقم تا مشهد قالی زن و ملک و زمین دارد
به هر جا گیر افتد کار و بار دوستدارانش
هزاران بند پ یکجا درون استین دارد
زدستش کار خیر اما کمی توفیق حاصل نیست
به دستش خاتم منقوش و در گوهرین دارد
ز خوشحالی و خوشروزی عروسی در دلش برپاست
و لیکن ظاهری محجوب و اخلاقی متین دارد
برای ابرو داری حسابی پول میخرجد
اگر ازاد مرد او نیست لیکن درد دین دارد
هم ان دارد هم این دارد خلاصه این چنین دارد
سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد
+ نوشته شده در ساعت 13:2 توسط حسن اسدی
|